4u
سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
هنوزم پرمیکشه دل برای به تو رسیدن
واسه ی جواب نامت می دونم که خیلی دیره
بزا به حساب غربت نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینم که چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سرتو با مهربونی بزاری به روی شونه م
تو فقط واسم دعا کن آخه دنبال بهونم
حالمو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه بارون
چقد از دریا ما دوریم بی گناهیم هردوتامون
بد جوری بهم میریزه منو گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمی مونه چیزی باقی
می دونی که دست من نیست بازیای سرنوشته
رو قشنگا خط کشیده زشتارو برام نوشته
باز که ابری شد نگاهت،بغضتم واسم عزیزه
اما اشکات رو نگه دار نذار اینجوری بریزه
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم میبینی گریهات کلی حروم شد
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بمونی
من نگاهت بکنم تو،تو چشام عشق رو ببینی
یادته من وتو داشتیم ساده زندگی می کردیم
از همین چشمه شفاف رفع تشنگی می کردیم
تو بازم طاقت آوردی مث پونه ها تو پاییز
سرنوشت تو سفیده ماجرای من غم انگیز
بد جوری دیوونتم من فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو کرده این دل و کلافه
میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من
می دونم دوسم نداری مث روزای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته
اما روح من یه دریاست پره از موج و تلاطم
ساحلش تویی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
من که آسمون نبودم،ولی عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه
تو که چشمای قشنگت خونه ی صد تا ستاره س
تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوباره س
بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن
